X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
چه روزای گندیه.تا حالا  ایییینقدر زیاد بی میل و بی رغبت به هیچی نبودم.تا حالا اینطور حالم از موزیک بهم نمینورد..اینقددددر کتابای نوستالژیک کنکوری رو یه جا ندیده بودم حتا..تا حالا اینقدددر استرس نداشتم...اییینقدر تنها نمونده بودم...تا حالا اینقددددر تو سکوت نمونده بودم..بعد اینقدددر هنگمو هیچی نمیخوام یادم نمیاد  دقیقا چرا اینطوری شدم؟ فک کن استرس خفت کنه ولی یادت نیاد چرا! دلم بوی سیگار میخواد..مزه کردن تهش..وسوسه ی روشن کردنش..یا لااقل یکیو که بوی سیگار بده..یکی سیگار دود کنه و من مسته مست باشم..اینقدر مست که نتونم پلکامو وا کنم و خیره شم بهش..چه حال خوشیه..اینکه تنها دغدغه و معضل و سختیوزندگیت بشه باز نگه داشتن پلکات تو مستی...
mahdis | چهارشنبه 6 تیر 1397 | 01:19 | نظرات (0)