X
تبلیغات
رایتل

مامان..میخواستم از  دلتنگیهام برات بگم..از دنیای کوچیکه خالی از همه چیزم ..از این دل گرفتگیهای تموم نشدنی..از عشقهایی که جز شکستن و دلتنگ کردن مرهمی نبودند..از بابا..از محمد..از تنهاییم..از گریه های یواشکیم..از صبر کردن..از بزرگ شدن و درد کشیدن..ازینکه چند روزی هست  تمام مغزم و ذهنم و قلبم مال توئه.دوست دارم همه ی جاهایی رو که باهم بودیم بگردم و مرور کنم..همه ی خاطره هامون رو به یاد بیارم و هااای هاااای به حال خودم گریه کنم..فریاد بزنم و دلتنگیهام رو به گوش همه برسونم....ولی  مامان جان دردهایی خیلییی خیلییی بزرگتر از دوری ما از هم هست..باورت میشه ازین درد ازین نداشتن بدتر هم هست؟..نیستی ببینی ما انسانها چقدر بی پناه شدیم..به کی پناه ببریم ازین همه ظلم؟به خدای اکبری که نیست؟باید خون گریست ازینهمه بی کسی بشر..


برچسب‌ها: میانمار
mahdis | چهارشنبه 15 شهریور 1396 | 06:41 | نظرات (0)