X
تبلیغات
رایتل

ادعام میشد خیلی تغییر کردم.فکر میکردم با چند ماه تمرین شدم یه آدم منطقی که احساساتی توش نفوذ نمیکنه و هیچ اتفاقی باعث نمیشه دلش بلرزه...این بت سنگی و سرد ،این آدم مدعی و به ظاهر عاقل و خانوم توی یه ثانیه فرو ریخت..

با هجمه ی اولین خاطره هامون شدم همون گنجیشک کوچولوی خیس از بارونی که لای در مونده و کج و کوله ست:( 

حسم  حس آدمیِ که دردش درمونشِ و درمونش دردش..

حتی یادآوریت حالم رو خراب میکنه و با اینهمه دل دل و دلتنگی و درد مغزی ، لذت میبرم ازش..تپش قلبم داغم میکنه و از این هجمه شوق یهویی فشارم میوفته و یخ میکنم..

تو مستی شراب رو با خودت میاری..شراب ناب شیراز من!

mahdis | یکشنبه 1 مرداد 1396 | 23:13 | نظرات (0)