X
تبلیغات
رایتل

۱.هرچی میگذره به بدبینی و بی اعتمادیم به آدما بیشتر پی میبرم..آدمهایی که دوست خطابشون میکنم و هیچوقت نخواستم به خلوتم راهشون بدم.انسانهایی که از صمیم قلبم دوستشون دارم ولی نمیتونم اجازه بدم از مرزهام رد شن و بهم نزدیک شن..حتی گاهی ترجیح دادم به صمیمی ترینها هم نزدیک نشم چون تصور میکردم بهترین کاره چون ترجیح خودم هم همین بوده...حالا این روزها که احتیاج دارم با کسی باشم،این عادت و عیب به بزرگترین مشکلم تبدیل شده..

۲.یکی از کارایی که قبلا برام دردآورترین کار دنیا بود ایستادن توی نقطه ای بود که مادرم رو اونجا از دست دادم.البته الان هم هست.اما دردهای عظیم تری هم توی این دنیا هست که قلبم رو بشدت میفشاره..یکی ازین دردها بچه هان.بچه های بی گناهی که توی خونواده های داغون و معتاد و بی دل و بی مسئولیت متولد میشن و خیلیهاشون سرنوشت و آینده ی ای ندارن...

۳.به این نتیجه رسیدم که تا قبل از وارد شدنم به این شرکت مالی توی دنیای دیگه ای سِیر میکردم:| این چند وقت آدمهایی رو با یه سری مشخصه ها دیدم که تاحالا ندیده بودم.نوع تفکر و تدبیرشون و زاویه دیدشون به مسائل کاملا با چیزی که سابقا وجود داشت فرق داره...البته خیلی هم عجیب نیست.عجیب موقعیت فعلی رقاصه ایِ که حالا شده کارشناس امورمالی :| 

۴....و دلتنگی ، که همیشه هست..

mahdis | یکشنبه 18 تیر 1396 | 00:25 | نظرات (0)